|
آیتان رابطه ها زمانی زیبا می شود که برای یاد کردن هیج دلیلی به جز دلتنگی نباشد.
|
پشت دریا شهریست که یک دوست در آن جا دارد هر کجا هست ، به هر فکر ، به هر کار ، به هر حالعزیز است خدایا تو نگهدارش باش [ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 18:48 ] [ آقا هادی ]
[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 20:1 ] [ آقا هادی ]
حرف ها دارم اما ... بزنم یا نزنم
؟
[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 10:35 ] [ آقا هادی ]
عاشق برای عشق خودجان خرج میکند شقايق گفت با خنده : نه بيمارم، نه تبدارم اگر سرخم چنان آتش حديث ديگري دارم گلي
بودم به صحرايي نه با اين رنگ و زيبايي يکي
از روزهايي که زمين تبدار و سوزان بود و صحرا در عطش مي سوخت ز
ره آمد يکي خسته به پايش خار بنشسته نمي
دانم چه بيماري به جان دلبرش افتاده بود- اما چنانچه
با خودش مي گفت بسي کوه و بيابان را به
آساني مرا با ريشه از خاکم جداکرد و ادامه مطلب [ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 10:27 ] [ آقا هادی ]
من تموم قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اون از غصه ی توست
یه دفعه مثل یه آهو تو صحرا ها دویدی بس که چشم تو قشنگ بود گله ی گرگ رو ندیدی دل نبود توی دلم تو رو گرگ ها نبینن اون ها با دندون تیز به کمینت نشینند .. الهی من فدای تو چی کار کنم برای تو اگه تو این بیابون ها خاری بره به پای تو یه دفعه مثل پرنده قفس عشق و شکستی پر زدی تو آسمون ها رفتی اون دور ها نشستی دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغ ها غروب ها که تاریکه نریزن سرت کلاغ ها نخوره سنگی به بالت پرت نشه فکر و خیالت من تموم قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اون از غصه ی توست یه دفعه مثل یه گل رفتی تو دست خزون سیل بارون و تگرگ میومد از آسمون بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت نشکنی زیر تگرگ نریزه از تو یه برگ من تموم قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اون از غصه ی توست یه دفعه مثل یه شمع داشتی خاموش میشدی اگه پروانه نبود تو فراموش میشدی آره پروانه شدم که پر هام سوخته شه که آتیش دل تو به دلم دوخته شه که بسوزه پر و بالم که راحت بشه خیالم دارم از تو مینویسم تو که غم داره نگات اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات انقدر میگم تاخسته شم باعشق تو شکست شم هر چی شعر عاشقونه است من برای تو نوشتم تو جهنم سوختم اما مینوشتم تو بهشتم .. اگه عاشقونه گفتم عشق تو باعث شه اگه مردم تو بدون چه کسی باعث شه [ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 21:57 ] [ آقا هادی ]
[ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 21:55 ] [ آقا هادی ]
یکی بهم بگهنمیدونم از کجا شروع کنم قصه تلخ سادگیمو توی دنیا اصلا" عشق واقعی وجود داره !!!!!!!!
[ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 21:54 ] [ آقا هادی ]
![]() یاد اون روز ها که شروع آشنایی بود ... شروع آشنایی همیشه جالبه ولی
[ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 21:51 ] [ آقا هادی ]
مینویسم از تو...می نویسم مینویسم از تو تا جسم کاغذ من جان دارد با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد فتح معراج غزل کافی نیست باتو از اوج غزل خواهم گفت تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد تا مرا باز به دیدار خود من ببری [ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 21:50 ] [ آقا هادی ]
حرفای من اینجاست توی سینمحرفای من اینجاست توی سینم جایی که هر لحظه دنبالت میگرده منتظره تا برگردی خودتم نمیدونی چه قدر دلم برات تنگ شده دلم میخواد این دلتنگیا و دوری زودتر تموم شه هروقت بهت میگم بی تابتم زودتر برگرد میگی تموم میشه عزیزم یه ذره دیگه مونده نمیدونم این یه ذره چرا اینقدر طول میکشه احساس میکنم توو این دوریا پیرشدم خسته ام خیلی خسته حتی وقتی میایی بازم دلم برات تنگه چون میدونم میخوایی زود بری نمیدونم چرا سهم منی که عاشقتم اینقدر از کنار تو بودن کمه تمام لحظاتی که کنار تو هستم دلم میخواد توو آغوشت گریه کنم اما تو نمیذاری گریه کنم اما وقتی میری گریه هام شروع میشه [ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 21:47 ] [ آقا هادی ]
![]() چه زیباست بخاطر تو زیستن ...
ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگیست ... !
[ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 21:46 ] [ آقا هادی ]
و من چه عاجزانه افق های طلایی نگاهت را با هزار تمنا جستجو میکنم و قصه تنهایی را در آسمان آبی نگاهت در میان میگذارم . نسیم اشکی که در نگاهت موج می زد ، بارانی از عشق بود برای باغ رویاهایم ، و دلم چه بی قرار برای نگاه عاشقت می تپد . در دل شب های تاریک وجودم به جستجوی روشنایی شمع وجودت می گردم . به آفتابگردانی می مانم که هر صبح به امید آفتاب وجودتو سر از خواب بر می دارم . و خوب می دانم بی تو گلبرگهای نازک وجودم را باد سرد خزان درهم فرو می ریزد ، و جوانه های نا شکفته امیدم به دور از تو می خشکند . اما با این اوصاف میدانم ، قلبم کوچک تر از آنی است که ظرفیت خوبی های تو را داشته باشد. اما در سکوت پر از فریاد خود می گریم و می گویم ؛ با همین قلب کوچک ، به وسعت تمام خوبی ها و سادگی هایت دوستت دارم . . [ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 21:44 ] [ آقا هادی ]
![]() مگه میشه تو رو دید و به ترانه نرسید بگو میشه تازه شد می شه تو رو نفس کشید مگه میشه از تماشای اتیش بازی گذشت بگو میشه با تو تا اخر شعله ها دوید مگه میشه تو رو دید و از سپیده پر نشد تو رو دید و از سفر های ندیده پر نشد تو رو دید واز حریق شاپرک حرفی نزد از هوای این همه نفس بریده پر نشد اره میشه میشه تا ستاره رفت تا ته عشق تو باز دوباره رفت بگو میشه تو رو فهمید میشه از خوندن نترسید میشه وزن عاشقانه به غزل درد تو بخشید میشه باز دیوونه تر شد میشه با تو دربه در شد اره میشه میشه تا ستاره رفت تا ته عشق تو باز دوباره رفت
[ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 21:33 ] [ آقا هادی ]
![]() نرسد دست تمنا چون به دامان شما [ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 21:29 ] [ آقا هادی ]
![]() تنها [ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 20:46 ] [ آقا هادی ]
![]() به آن لبخندت که چون لبخند گلهاست / به رخسارت که چون مهتاب زیباست به گلهای بهار عشق و مستی / به قرآنی که آن را میپرستی قسم ای نازنین تا زنده هستم / تو را من دوست دارم میپرستم درون کلبه تاریک و تارم / تویی تنها چراغ روزگارم کبوترهای شعرم تیر خوردند / نمیبینی که عمری بی قرارم [ یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 ] [ 14:22 ] [ آقا هادی ]
![]() اگه بگم که قول می دم تا همیشه باهات باشم / اگه بگم که حاضرم فدای اون چشات بشم اگه بگم توآسمون عشق من فقط تویی / اگه بگم بهونه ی هر نفسم تنها تویی اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم / اگه بگم زندگیمو بذر بهارت می کنم اگه بگم ماه منی هر نفس راه منی / اگه بگم بال منی لحظه ی پرواز منی میشی برام خاطره ی قشنگ لحظه ی وصال / میشی برام باغبون میوه های تشنه وکال میشی برام ماه شبای بی سحر / میشی برام ستاره ی راه سفر ولی بدون هرجا باشی یا نباشی مال منی / بدون اگه برای من هم نباشی عشق منی برای سعادت شبا شعرامو من داد می زنم / برای خوشبختی تو خدا رو فریاد می زنم [ یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 ] [ 14:21 ] [ آقا هادی ]
![]() هزار گلم اگرم هست،هر هزار تویی / گلند اگر همه اینان،همه بهار تویی دلم هوای تو دارد،هوای زمزمه ات / بخوان که جاری آواز جویبار تویی به کار دوستی ات بی غشم،بسنج مرا / به سنگ خویش که عالی ترین عیار تویی سواد زیستنم را،ز نقش تذهیبت / به جلوه آر که خورشید زرنگار تویی برای من تو زمانی.نه روز و شب ،آری / که دیگران گذرانند و ماندگار تویی تو جلوه ابدیت به لحظه می بخشی / که من هنوزم و در من همیشه وار تویی [ یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 ] [ 14:20 ] [ آقا هادی ]
[ یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 ] [ 13:41 ] [ آقا هادی ]
كي بهش گفته رژ قرمز بزن ؟:ي
اين عكسو تو پادگان گرفته !!! مث اين كه با بريتني تو يه مدت سربازي بود [ یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 ] [ 0:13 ] [ آقا هادی ]
بـه فکر نــوازش دست های منی! بی آنکــه بدانی ؛ دلـــم است کــه تنهــا مانــده .. دست هایــم ، دو تاینــد!
[ شنبه بیست و دوم مرداد 1390 ] [ 23:52 ] [ آقا هادی ]
گر بدانم نیستی غمی نیست زتنهایی اینکه هستی و تنهایم غم دارم... [ شنبه بیست و دوم مرداد 1390 ] [ 23:43 ] [ آقا هادی ]
پسر نگاهي به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه آرزوي قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکي تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خيلي بي تفاوت گفت کاشکي همين الان دنيا تموم بشه ... وقتي چشماشو باز کرد پسر رو نديد فقط چند تا
[ سه شنبه هجدهم مرداد 1390 ] [ 19:31 ] [ آقا هادی ]
![]() مگه قسم نخوردی که دلمو تنها نذاری روبروم نشستی اما از غریبه کم نداری روبروی من نشستی توی چشم تو ستاره از صدای تو شنیدم که دلت دوسم نداره دل تو تو آسمونا من به دنبال دل تو تو به دنبال ستاره من به یاد قسم تو میمیره نور یک ستاره شب جای مهتاب و میگیره
این روزا عادت همه رفتن ودلشکستنه [ سه شنبه هجدهم مرداد 1390 ] [ 19:29 ] [ آقا هادی ]
![]() اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم چشمهایم را می شستی و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی.اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی تا من بر سکوت نگاه تو رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم. ای کاش می دانستی... اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی شکستی گر چه خانه ی شیطان شایسته ی ویرانی است.اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم لحظه ای مرا نمی آزردی که این غریبه ی تنها، جز نگاه معصومت پنجره ای و جز عشقت، بهانه ای برای زیستن ندارد. [ سه شنبه هجدهم مرداد 1390 ] [ 19:25 ] [ آقا هادی ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : Iran Skin ] |